ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

325

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

لهذا خود قيم قرار دادند كه به چنگ آن گرگان نيفتد . و ثالثا : گويندهء آن كلمات و نسبت دهندهء آن همه شنايع از اتباع متوكّل بودند ، كه به شهادت تمام ايشان در شرع مطهّر ثابت نشود نه جرمى و نه تعديلى ، خصوص در حقّ كسى كه او را دشمن و همه قسم اهانت و آزار دربارهء او روا دارند ، و بسا هست كه از او لغزشى سر زده و اينان شنيدند ، و باقى اعمال را خود مرتكب و مزاول آن بودند بر آن قياس نمودند . و رابعا : به جهت كمى سن و قلّت معاشرت با امام از روى جهالت شايد خود را مجبور دانسته ، و از اين جهت فرمودهء آن جناب را رد كرده ، امّا قلّت سن در آن زمان به جهت آن‌كه اين قضيه بر فرض صحّت سه سال پيش از كشته شدن متوكّل است ، و او در سنهء دويست و چهل و هفت مخلوق اين سرا را مستريح كرد ، و وفات حضرت ابى الحسن الهادى عليه السّلام در سنهء دويست و پنجاه و چهار بود ، و عمر مباركش چهل سال بود ، و آن قضيه در سنهء دويست و چهل و چهار خواهد بود ، پس سنّ مبارك آن جناب بر فرض صدق آن خبر در آن‌وقت سى سال باشد ، و آن حضرت از موسى بزرگتر بود . و امّا قلّت معاشرت ، به آن سبب كه پدر بزرگوارش را نديد مگر در حال كودكى ، و گمان مىرود كه در حال رضاع باشد ، چنان‌چه از تاريخ ولادت برادر معظّم او و تاريخ حركت حضرت جواد عليه السّلام از مدينه به بغداد معلوم مىشود ، و برادر معظّمش حضرت هادى عليه السّلام مدّتى قبل از آن به سامره آمده بود . پس ايام معاشرت او با آن جناب در ايّام صبا و اوايل بلوغ بود ، و در وقت تحصيل مراتب علوم و احكام دين در مدينه بىمربّى بود ، و به اين مقدار نادان كارى بلكه ارتكاب شرب نبيذ كه في الجمله اشعارى در خبر هست به آن بعدى ندارد از او .